شایلینشایلین، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

نی نی ناز مامان و بابا

شیطنت های دخترم

سلام عزیزم خانومی من به گمونم وقتی مامان  میشینه رو صندلی شما یکم اذیت میشی، وقتی که تو خونه ام ارومی و لگد زدناتوخیلی حس نمیکنم ولی وقتی سرکارم و رو صندلی نشستم، حسابی مامانی رو میزنی گل دخترم. به گمونم رو صندلی نشستن رو دوست نداشته باشی. تازه امروز(16آبان) اصلا نمیزاشتی نهارموبخورم. تا خم میشدم قاشقو بردارم زودی اون تو اعتراض میکردی. منم مجبور شدم ظرف غذا رو بیارم رو شیکمم که دیگه خم نشم و شما راحت باشی دخمل لووس من. ...
16 آبان 1391

نیمه راه

سلام گل همیشه بهارم بسلامتی از نیمه گذشتیم. امروز(15 آبان) 20 هفتمون تموم شد و وارد هفته 21 شدیم عزیز مادر     خیلی خوشحالم که تو رو دارم، حست میکنمت، تو وجودمی تو بهترین هدیه ای هستی که خدا بهم داده. امیدوارم بقیه مسیر رو هم باهم دیگه بسلامتی طی کنیم نفس مامان.       ...
15 آبان 1391

تکون های گل دخترم

سلام امید زندگی سلام عشق  مامان و بابا عزیز دلم چند روز پیش حرکتات مثل حباب بود تو دلم، اما الان(10 آبان) حست میکنم عزیزم. انگار که یه پروانه تو دلم بال میزنه، هنوز عضله هات قوی نشده و یکمی هم ناشی هستی واسه همینم خوب نمیتونی بچرخی گل مامان. خیلی حس قشنگیه، وقتی تکون میخور دلم ضعف میره از خوشحالی خیلی دوست دارم مامانی.     ...
10 آبان 1391

بیست هفتگیت مبارک

سلام گل همیشه بهارم تبریک میگم نازنینم(9 آبان). بالاخره من و شما تونستیم به نیمه راه برسیم. مسیر شیرین و یکمی هم سختی رو به نیمه رسوندیم ولی خوب ارزششو داشت. نازدخترم امیدوارم 20 هفته بعدی رو هم بسلامتی طی کنی. تو امید زندگی من و بابایی هستیم، مشتاقانه منتظر لحظه دیدارت هستیم ما. ...
9 آبان 1391

اولین احساس

  عزیز دلم(6 آبان) نازنینم به گمونم دارم حست میکنم مامانی وقتی که ثابت نشستم حس میکنم یه چیزی مث حباب تو دلم وول میخوره خیلی خوشحال مامانی، خیلی هیجان دارم   تو تو وجودمی، با منی، همراهمی، از وجود خودمی خیلی حس قشنگیه لحظه شماری میکنم تا لگد زدناتو خمیازه کشیدناتو حس کنم عزیز دلم.   ...
6 آبان 1391

انتخاب تخت و کمد

  سلام امید زندگی خوبی دخمل طلای من؟؟؟ عزیزم من و بابایی امروز عصری(4آبان) رفتیم تو سیسمونی فروشی ها که سرویس چوبیشونو بینیم. خیلی مدل هاشون ناز بودن خانوم طلا. ایشاله چند وقت دیگه با بابایی میریم یه دونه خوشگلشو برات سفارش میدم عزیز دلم که مثل فرشته ها توش ارووم بگیری.   ...
4 آبان 1391

انتخاب اسم

  سلام گل همیشه بهارم مامانی داریم دنبال اسم میگردیم برات خیلی گیج شدیم، پیدا کردن یه اسم خوب خیلی مشکله انتخاب اسم خیلی سخته عزیزم خداکنه یه اسم خیلی ناز و خوشگل بیاد تو ذهنمون. دوست دارم گل مامان ...
2 آبان 1391

دل درد مامانی

سلام عزیز دلم امروز (1 آبان) حسابی مامانی رو اذیت کردی خانم طلا. از صبح که پا شدم دل درد داشتمو همش به خودم میپیچیدم. تا عصری دل درد شدید داشتم، طرفای غروب یکم دلم اروم گرفت. به گمونم اون تو داشتی فوتبال بازی میکردی دخمل شیطون مامان. ...
1 آبان 1391

سونو سه بعدی

سلام دختر نازم سلام گل همیشه بهارم امروز(25مهر) یکی از بهترین روزای زندگی من و بابایی بود. ما باتفاق هم رفتیم سونوگرافی و شما دختر شیطون و بازیگوش مونو دیدیم. دخمل طلا بس که شیطنت کردی دکتر اصلا نمیتونست اندازه هاتو بگیره انقدر که تو وول میخوردی، پاهای نازتم جفت کرده بودی رو هم دستاتم گزاشته بودی رو نازت لجباز مامان. خیلی حس قشنگی بود برای من و بابا، از توصیفش عاجزم، یکی از بهترین لحظه های زندگیم بود. ...
25 مهر 1391

گربه ناقلا

سلام گل همیشه بهارم نمیدونم در چه حالی عزیزم، از حالت خبر ندارم. امروز(24مهر) مامانی یکم شما رو اذیت کرد، خیلی نگرانتم گلم، البته تقصیر من نبود عزیزم من خیلی ترسیدم. تقصیره اون گربه بدجنس بود که یهویی اومد زیر پای من و باعث شد یه جیغ بنفش بکشم و بعدشم کلی گریه کنم.   میدونم تو هم خیلی ترسیدی عزیزم.(البته از جیغ من) خیلی نگرانت بودم امروز، عصری رفتم پیش خانوم دکتر و باهاشون حرف زدم، ایشون هم برای فردا گفتن برم سونو. من و بابایی مشتاقانه منتظر فردا هستیم عزیزم. ...
24 مهر 1391